بازم تنها

خرید بک لینک
دیشب بالاخره بخاطر عشق جانم رفتم خونه عمه.خواهرشوهر داشت شامی سرخ میکرد تا دیدم گفتم کجایین شما؟همش به مامانم غرزدم که چرا عروسات نمیان؟(در اقدامی عجیب جاری در رکاب عمه و خواهرشوهر نبود دیروز*دیرتر از منن رفته بود خونه عمه)یخورده کمکش کردم.جاری اومد اونم کمک کرد.بعدشام پسرا رفتن خونه دوست برادرشوهر کوچیک پاسور و...

عشق جات الان زنگ زد ک بابام اینا میگن خب میومدی همینجا.پدرشوهر هم نمیره عروسی.گفت بیام دنبالت؟گفتم نه بابا راحتم.همینجا فیلم میبینم.فیلم چهل و یکم تموم شد خشم و هیاهو گذاشتم ببینم.

خلاصه خواهرشوهر شهرزاد۳روگذاشت ببینه من و جاری هم حکم و ریم بازی کردیم.تا اینکه اومدن و من و عشق جان با ماشین پدرشوهر اومدیم خونه.عشق جان خوابش نمیومد فیلم چهل و یکم رو گذاشتیم همون اولش کشت و کشتاربود بیخیال شدیم.من افسردگی میگرفتم هیس رو هم دیده بودم.کنگkongرو گذاشتیم خیلی باحال بود مخصوصأ که سه بعدی بود.اونم یخوردشو که دیدیم عشق جان گفت خوابم میاد رفتیم خوابیدیم.من خوابم نمیومد عشق جان زود خوابید.من ساعت۳ونیم بیدار شدم دل درد داشتم پد عوض کردم و شیاف استفاده کردم.چنبار پتو انداختم رو عشق جان و بوسیدمش.اون ک ۸و۴۰بیدار شد اصلأ منو نبوسید بغلمم نکردایقد ناراحت شدم که خوابم نمیبرد.بعد که عشق جان متوجه شد بیدارم بوسم کرد بهش گفتم دلگیرم ازش بخاطر رفتارش کلی قسم خورد که من متوجه نشدم بیداری.وقتی خواب بودی بوسیدمت متوجه نشدی.خلاصه تموم شد گفت پاشو حوصله م سررفته.۹وخوردی پاشدم تااماده شديم و از خونه زدیم بیرون ۱۰ونیم شد.رسیدیم کله پاچه بود اما نون خوب نموداصلأ نچسبید با وجود اینکه خیلی هوس کرده بودم.عشق جانم معذرت خواست بخاطر نون.بعد دیگه عشق جان و برادرشوهر بزرگ و شوهر خواهرشوهر و پسرعموی عشق جان حکم بازی کردن.منم پیش عشق جان رو مبل نشسته بودم که عشق جان گفت بیا پیشم بشیندل دردم باعث شد برم تو اتاق دراز بکشم با مامان صحبت کردم گفت به عمت بگو دارو گیاهی درست کنه برات.همم همین کارو کرد خودم قوری رو برده آشپزخونه حیاط جوشوندمش و خوردم.بهتر شدم.۲وخوردی ناهار خوردیم.ظرفا رو نشستم ینی عمه میخواست بشوره تنها رفتم کمکش کنم ک جاري اومد گفت کمک میکنم منم استفاده کردم گفتم مرسی من دلم درد میکنه عصرم با برادرشوهر اومدیم خونه.فیلم دیدیم.ادامه kong.هفت و نیم عشق جانم

ادامه...

ما را در سایت ادامه دنبال می‌کنید

برچسب: بازم,تنها, نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:16

صفحه بندی