من و عشق جان عصر با تاکسی اومدیم مغازه برادرشوهر و از اونجا با ماشین پدرشوهر اومدیم خونشون.عشق جان ده دقیقه ب ۹با همکارش رفت جلسه فک کنم مربوط ب قرعه کشی مسابقاتشون بود.نمیدونم کدوم پادگان و کجا رفتن ک اسمس داد گوشی رو قاچاقی برده داخل.برادرشوهر و خانمش هم اینجا بودن ی ساعت قبل رفتن ب منم گفتن برسونیمت ی لحظه فک کردم کلید خونه دست عشق جانه باهاشون نرفتم.بنده خدا عمم ک پای تی وی خوابش برده.پدرشوهرم داره با گوشی کار میکنه.برادر شوهر کوچیکه هم بعدشام رفت بیرون.من خسته شدم دیگه.کلا حوصله م سر میره اینجا
جناب همسر پیام داد ک میاد نیم ساعت دیگه ک الان نیم ساعت تمومه دیگه.عصرم نخوابیدیم که مثلأ امشب زودتربخوابیم فردا برا سرکار رفتن اذيت نشه
الان ۱۱وربعه و من خیلی خوابم میاد.جناب همسرم هنوز نیومده
ما را در سایت ادامه دنبال میکنید
برچسب: خونه, نویسنده: بازدید: 50