کلافه

خرید بک لینک
سلاااااام

من کمبودعشق جان گرفتم.آخه دیروز عصر سرگرم فیلم دیدن شدیم.کینگ آرتور و ۷ماهگی(اشکمو درآورد آخرش)بعدشم ک رفتیم خونه عمه.بعدشم ک عشق جان رفت جلسه تا ی ربع ب ۱۲.پدرشوهر رسوندمون خونه.بعدشم که من خیلی خوابم میومد زود خوابم برد.امروز صبحم که گیج خواب بودم که عشق جانم رفت

۷و۲۰بیدارشدم صبحانه خوردم و رفتم باشگاه.امروز ساعت گرفتم از درحیاط تا در باشگاه۱۲دقیقه شد.تنها بودم برا ایروبیک.دوتا خانم دیگه هم بعد اومدن که ایروبیک نمیخواستن کار کنن.تو راه برگشت با عشق جان و مامانم تماس گرفتم.مامان از شنبه قبل که بچه دوم آبجی سومم دنيا اومده خونه اونه.میگفت آبجیم فشارش بالاسنوبت گرفته بره پیش دکتر.آبجی چهارمم که دوره داشته اونجا دیروز رفته خونش که دختر شیطون بلاشو ببینه.امروز باید برمیگشت عصر دوره داره باز.

تو فکر ناهارم که چی درست کنم؟بزرگترین معظل من یکی پوشيدن لباس وقتی میخوام برم جایی هست و یکی پختن غذا.هیچوقت نمیدونم چی بپوشم یا چی بپزم؟مثلأ الان دلم میخوادماهی پلو درست کنم اما برنج هم دوس ندارم بپزم برا شکم آوری زیاد

ادامه...

ما را در سایت ادامه دنبال می‌کنید

برچسب: کلافه, نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:16

صفحه بندی